|

سازمان دیده بان حقوق بشر : ایران باید از آزار و اذیت وکیلان دست بردارد
عاجز از دستگیری محمد مصطفایی، مقامات همسر و برادر همسر وی را بازداشت کرده اند
(نیویورک، ۳۰ ژوئیه ۲۰۱۰) – سازمان دیده بان حقوق بشر امروز اعلام کرد مقامات ایران باید فورا همسر و برادر همسر محمد مصطفایی را از جرم منتسب به آنها مطلع ساخته و یا آنان را آزاد کنند. مقامات همچنین باید از ارعاب و آزار مصطفایی که در طول دوران وکالت خود به دفاع از حقوق نوجوانان و بی پناهان محکوم به اعدام شده پرداخته است دست بردارند.
«واضح است که در چند سال گذشته دولت ایران وکلای حقوق بشر را نه تنها برای مجازات آنان بلکه برای جلوگیری از ارسال اطلاعات به دنیای خارج هدف قرار می دهد. جامعه بین الملل باید از این وکلا از جمله مصطفایی حمایت کند و مدافع حقوق آنها جهت ادامه فعالیتشان بدون ارعاب و دخالت از سوی دولت باشد».
***
محمد مصطفایی در حال حاضر پرونده سکینه محمدی آشتیانی را در دست دارد
محمد مصطفايي، وکیل مدافع حقوق بشر است و تاکنون وکالت بیش از 20 کودک محکوم به اعدام را بعهده داشته است.

محمد مصطفایی
به نام خدا محمد
شنبه, 09 مرداد 1389
جناب آقای جعفری دولت آبادی دادستان عمومی و انقلاب تهران
با سلام بازپرس شعبه دوم دادسرای شهید مقدس، همسر مهربان و رنج کشیده و بی گناه مرا به همراه بردارشان از روز شنبه دوم مرداد ماه، به ناحق و برخلاف اصل شخصی بودن جرایم و مجازاتها به بند کشیده و اعلام می کند تا هنگامی که اینجانب خود را معرفی نکنم وی را آزاد نخواهد کرد و به گونه ای با سوءاستفاده از قدرت خود و با اعمال سلیقه شخصی این دو عزیزم را به گروگان گرفته اند.
جناب آقای جعفری دولت آبادی؛
در روز چهارشنبه بیست و نهم تیر ماه، احضاره ای به دفتر اینجانب ارسال و به صورت قانونی ابلاغ شد. متن احضاریه حکایت از آن داشت که ظرف سه روز جهت پاره ای از توضیحات خود را به شعبه دوم بازپرسی معرفی کنم.
در روز مقرر ساعت نه صبح به زندان اوین رفتم. سرباز محمدخانی با دیدن احضاریه، مرا به داخل هدایت کرد. مدت طولانی منتظر ماندم و سپس به بازپرسی فراخوانده شدم.
بازپرس شعبه در چندین برگ صورت مجلس به صورت مشروح و مفصل در خصوص کمک به نوجوانان در معرض اعدام سئوالاتی را مطرح نموده و با وجودی که از قبل اطلاعی از سئوالات مطروحه نداشتم به ذهنم مراجعه کرده و تمام ابهامات بازپرس را مرتفع کردم.
پس از چند ساعت بدون اینکه ایشان اتهامی تفهیم نماید سرباز محمد خانی را صدا زده و دستور دادند که آزاد شوم.
***
با هدایت سرباز وظیفه از موانع خطیر و رد نشدنی دادسرای اوین خارج شده و از طریق تلفن فردی که در بیرون از زندان بود به همسرم فرشته حلیمی اطلاع دادم که نگران نباشند، موضوع حل و فصل شده است.
پس از آن چون تلفن همراهم در نزدم نبود نتوانستم با همسرم تماس گیرم ( بازپرس شعبه دوم به مراجعه کننده گان اعلام نموده است که تلفن همراهم در زندان است و اینجانب فرار کرده ام.
این موضوع کذب محض است وهرگز فرار نکرده و تلفن همراهم نزد خودم است می توانید به حافظه دوربین های مدار بسته زندان مراجعه کنید) ساعت پنج بعد از ظهر به دفتر کارم مراجعه کردم و منشی دفتر اعلام نمودند که همسرم تماس گرفته است.
با وی تماس گرفتم و ایشان اعلام کردند که از شعبه دوم بازپرسی تماس گرفته شده و شما باید به بازپرسی بروید من هم چون خارج از وقت اداری بود، با خود قرار گذاشتم تا روز بعد به بازپرسی مراجعه کنم.
یکی از همکاران دفتر بی آنکه بگوید جلبی برایم صادر شده است.
( مامور ویژه دادسرای شهید مقدس به وی اعلام کرده بود که نگوید جلبم صادر شده است و وی به این دستور توجه نموده بود) اعلام کرد که چند نفر مامور لباس شخصی با من کار داشتند. بنده چندین بار به بیرون دفتر رفته و برگشتم و هیچ ماموری به سراغم نیامد. متعاقبا در جلسه ای شرکت کرده و زمان سپری شد.
ساعت ۲۳ به تلفن همراه همسرم زنگ زدم.
ایشان پاسخی ندادند. نگران شدم و با پدر ایشان تماس گرفتم. وی گفت برای بردن ماشین به دفتر آمده اند.
( خودروی تحت تصرف همسرم متعلق به پدرش است که در تمام روز با آن کارهای روزمره خود را انجام می دهد ولی چون اینجانب خودروی خود را نبرده بودم به وی دادم تا زمینی را که نیاز به کارشناسی داشت، کارشناسی کند.
(کارشناس منتخب حاضر به ادای گواهی است لطفا وی را احظار کنید و اظهاراتش را بشنوید ایشان به خوبی می توانند بر بی گناهی همسرم گواهی دهند چون ایشان شاهد هستند که همسرم به همراه پدرشان همراه ایشان بوده اند) باز هم پس از چند دقیقه مجددا تماس گرفتم و ایشان اعلام کردند که فرزندانشان بازداشت شده و به زندان اوین منتقل شده اند.
جناب آقای جعفری دولت آبادی
پس از شنیدن این خبر بر آشفته شدم و قصد رفتن به زندان اوین را داشتم ولی طاقت اینقدر بی قانونی و نقض حقوق اولیه ای را که یک انسان می تواند داشته باشد، نداشته و ترجیح دادم علیرغم بازداشت عزیزترین گوهر زندگی ام هرگز در مرجع قضایی که بازپرسان آن پایبند به هیچ یک از اصول اولیه ی قانونی از جمله اصل شخصی بودن جرایم و مجازاتها، اصل برائت، اصل قانونی بودن جرایم " گروگان گیری به هیچ عنوان قانونی نیست" اصل برخورداری افراد از دادرسی عادلانه، اصل بی طرفی قضات و صدها اصل دیگر نیستند شرکت نکنم و خود را نیز معرفی ننمایم مگر اینکه مامورین تحت نظارت بازپرس، کمر همت ببندند و مرا در خانه ی انفرادی که برای خود ساخته ام دستگیر کنید. جناب آقای جعفری دولت آبادی حضرتعالی به خوبی می دانید که صدور برگ جلب افراد شرایطی خاصی را می طلبد. که شامل حال اینجانب نمی باشد چرا که شغل، جا و محل زندگی و کارم مشخص بوده ضمن این که در همه پرونده های کیفری ابتدا متهم احضار و در صورت عدم حضور جلب می گردد و هیچ وقت بدوا برگ جلب صادر نمی شود همانطور که در وهله اول برگ احضار صادر گردید و حضور یافتم.
بازپرس می توانست در صورت لزوم و نیاز به توضیحات بیشتر ابتدا برگ احضار دیگری صادر کند یا اینکه با توجه به احضار تلفنی اینجانب تحمل می نمود تا پس از اطلاع، در اسرع وقت جهت توضیحات بیشتر به حضورشان می رفتم.
آیا تحقیق کرده اید که به استناد چه ماده قانونی حکم به جلب اینجانب صادر شده است.
مطمئن هستم بازپرس تحت نظارت شما حتی یک بار به خود این فرصت را نداده است که برای یک بار هم که شده به صورت دقیق قوانین کیفری را مطالعه کند. بر این اساس بوده است که همسر اینجانب نیز به همراه برادرشان به صورت کاملا غیر قانونی به گروگان گرفته شده اند. مگر اینکه قائل باشیم افراد دیگری هستند که خود را بالاتر از قانون دانسته و هر عملی را که مایلند به انجام می رسانند.
جناب آقای جعفری دولت آبادی
بازپرس تحت نظارت شما یا دیگر مامورینی که دستی بر قدرت شما دارند نه تنها بر خلاف قانون عمل کرده اند بلکه به هیچ عنوان وجدان و اخلاق را سر لوحه اعمال خود قرار نداده اند.
دختر نازنین و با محبت شش ساله ای را از مادر و پدرش گرفته اند او را آواره کرده اند.
پارمیدای من امروز توسط جلب و بازداشت بدون حکم قضایی، غیر قانونی و غیر اخلاقی مامورین امنیت و دستور برخلاف قانون بازپرس شعبه، بدون پدر و مادر شده است.
بعید می دانم مسلمانی بتواند فرزندی را به اینگونه از مادرش بستاند و بعد می گویند تا زمانی که محمد مصطفایی نیاید این دو آزاد را نخواهند کرد.
آقای دادستان در کجای قانون چنین مقرره ای پیش بینی شده است و از همه مهم تر اینکه از بازپرسان و دیگران که در پرونده همسرم و برادرش دستی دارند می پرسم که شما مسلمانید بگویید در کجای شرع مقدس آماده است که مادری بی گناه و مظلوم را که تمام هم و غمش در زندگی مشترک تربیت فرزندش بوده است را اینگونه ناجوانمردانه از فرزند دلبندش جدا کنید.
به خدا قسم این رسم مسلمانی نیست. فرهاد حلیمی برادر همسرم که به تازگی عقد کرده بود و میخواست زندگی جدیدی را آغاز کند یک سال زحمت کشیده بود تا در کنکور پنجشنبه مورخ ۸۸.۵.۷ شرکت کند اما متاسفانه این بازداشت غیرقانونی باعث شده که تمام زحمت های یک ساله اش به هدر رود و از این امتحان مهم زندگی باز بماند.
جناب آقای دادستان
چند سالی است که تمام فکر و ذکرم نجات جان انسانهایی بوده است که مستحق مرگ نبوده اند. و به علت مشغله کاری جهت جان این افراد، همسر و فرزند عزیزم را به ندرت می دیدم.
در این راه توانسته ام جان هجده نفر از نوجوانانی که در آستانه مرگ قرار داشتم به انحاء مختلف و در برخی از مواقع با جمع آوری دیه نجات دهم و خدمتی برای کشورم نمایم و نیز افراد بسیاری را که سنین بالاتر داشته اند نجات داده ام و بارها و بارها از ریاست پیشین قوه قضاییه درخواست عفو محکومین به سنگسار را کرده ام و مورد قبول نیز واقع می گردید.
مهم تر اینکه تمام هدفم این بود که قضات دادگستری را مجاب کنم که بر خلاف عدالت قضایی قدم برندارند.
حاضرم صدها پرونده قضایی را به نظرتان برسانم که دادیار، بازپرس و قاضی صرفا بر اساس سوء استفاده از قدرت خود همچون پرونده حاضر حکم و دستور ناعادلانه صادر کرده اند.
و حال این گونه عمل کردن مرجع قضایی نسبت به کسی که همیشه در جهت رعایت عدالت و منافع جمهوری اسلامی قدم بر می داشت، پاداش اعمال خداپسندانه و بشردوستانه اینجانب است.
جناب آقای دولت آبادی
از شما به عنوان بالاترین مقام دادسرای عمومی و انقلاب تهران می خواهم که بازپرس رسیدگی کننده به پرونده اینجانب را ارشاد کنید که دست از این رویه ناپسند بردارد وهمسرم و برادر ایشان را از بند و گروگان گیری رها کنند و بدانید در صورتی که دادگاه و دادرسی عادلانه ای برای محاکمه اینجانب که هیچگونه اتهامی متوجه ام نیست تشکیل گردد خود را معرفی خواهم نمود و در این صورت هر گونه مجازاتی را به دیده منت می پذیرم و تحمل خواهم کرد.
در آخر لازم به توضیح است که در یک سال گذشته توسط مامورین وزارت اطلاعات به صورت تلفنی احضار شده و پاسخ ابهامات آنان را داده ام و اگر این بار نیز احضار می شدم شک نداشته باشید که مراجعه میکردم ولی حال که این گونه رفتار شده است ناچارم دوری همسر و فرزند عزیزم و خانواده محترمم را تحمل کنم تا شاید قانون عادلانه در کشورمان حکم فرما شود.
شما و بازپرس شعبه ی دوم دادسرای شهید مقدس را به خداوند جان آفرین می سپارم.
امیدوارم نگذارید فرزندم بیش از این در غم فراق مادر بی تابی کند و لب به غذا نزد که مادرش را می خواهد تا در آغوش بگیرد که اگر بی تابی وی صدمه ای بر او وارد کرد، گناهی مرتکب شده اید که بخشودنی نیست.
اگر به روز قیامت اعتقاد دارید این دو را که مرتکب هیچ گناهی نشده اند آزاد کنید.
انصاف نیست که آنان به خاطر اعمال برخلاف قانون مرجع قضایی که در اصل صالح به رسیدگی به موضوع مطروحه نبوده است به ناحق و ناروا مجازات شوند.
****
سازمان دیده بان حقوق بشر : ایران باید از آزار و اذیت وکیلان دست بردارد
عاجز از دستگیری محمد مصطفایی، مقامات همسر و برادر همسر وی را بازداشت کرده اند
(نیویورک، ۳۰ ژوئیه ۲۰۱۰) – سازمان دیده بان حقوق بشر امروز اعلام کرد مقامات ایران باید فورا همسر و برادر همسر محمد مصطفایی را از جرم منتسب به آنها مطلع ساخته و یا آنان را آزاد کنند. مقامات همچنین باید از ارعاب و آزار مصطفایی که در طول دوران وکالت خود به دفاع از حقوق نوجوانان و بی پناهان محکوم به اعدام شده پرداخته است دست بردارند.
مصطفایی در روز ۲۴ ژوئیه پس از آزادی خود طی بازجویی از سوی مقامات دادسرا ناپدید شده است. بنا به گزارشات مطبوعاتی فارسی زبان ساعاتی بعد نیروهای امنیتی با حکم بازداشت به دفتر وی مراجعه نمودند اما او در دفتر خود حضور نداشت. شامگاه همان روز، نیروهای امنیتی خانم فرشته حلیمی، همسر مصطفایی، و آقای فرهاد حلیمی، برادر همسر مصطفایی را نزدیک محل کار آقای مصطفایی بازداشت کردند. هر دوی آنها هم اکنون بدون تفهیم اتهام در زندان بسر می برند.
سارا لی ویتسون، مدیر بخش خاورمیانه در سازمان دیده بان حقوق بشر اذعان داشت: «در حال حاضر مقامات هیچ دلیلی برای بازداشت فرشته و فرهاد حلیمی ارائه نداده اند. دولت ایران موظف است که دلایل معقول و موجهی در ارتباط با این نوع اقدامات ابراز کند و توضیح دهد که تحت چه شرایطی این نوع عملیات یک نوع گروگان گیری توسط نظام محسوب نخواهد شد».
در روز ۲۴ ژوئیه مصطفایی در وبلاگ خود «مدافع» نوشت که شعبه بازپرسی دادسرای زندان اوین او را برای بازجویی احضار کرده است. مصطفایی اشاره کرد که اکثر سؤالات مربوط به منبع کمک مالی به موکلین خود بود که در دوران نوجوانی محکوم به اعدام برای ارتکاب جرم هایی که به آنها منتسب گردیده شده بودند. طی یک سال اخیر مصطفایی تلاش کرد حسابی ایجاد کند تا موکلین نوجوان خود توانایی پرداخت دیه یا خون بها به خانواده های مقتولین را داشته باشند و بتوانند رضایت آنها را جهت نجات از چوبه دار جلب کنند.
چند ساعت بعد از این نوشته مصطفایی طی متن دیگری اعلام نمود: «امروز پس از بازجويي از شعبه دوم بازپرسی باز هم تماس گرفته شد و برای بار دوم و اينبار به صورت تلفنی احضار شدم». او افزود: «نمی دونم اين دفعه چه مشکلی پيش آمده، به هر حال فردا باز بايد برم دادسرای اوين و شايدم امروز جلبم کردند. نمی دونم». وی هیچ نوشته دیگری پس از آن ارائه نداده است.
قوه قضاییه ایران هیچ اطلاعی در رابطه با دلایل صدور حکم بازداشت مصطفایی ارائه نداده است.
مصطفایی یکی از برجسته ترین وکلای حقوق بشر در ایران محسوب می شود. طی سال های اخیر، وی مسئولیت پرونده های مهمی را بر عهده گرفته است از جمله پرونده سکینه محمدی آشتیانی، زن ۴۳ ساله و مادر دو فرزند که اوایل ماه جاری توسط دادگاهی محکوم به زنای محصنه و مجازات سنگسار گردید. پس از اعتراضات و فشارهای بین الملی، قوه قضاییه ایران اعلام کرد که آشتیانی سنگسار نخواهد شد، اما حکم اعدام او هم اکنون قابل اجرا مانده است.
مصطفایی همچنین وکیل مدافع تعداد زیادی از نوجوانانی که به جرم قتل و یا تجاوز محکوم به اعدام شده اند می باشد و یکی از معروفترین طرفداران توقف اجرای حکم اعدام نوجوانان در ایران شمرده می شود. طی چند سال گذشته مصطفایی اطلاعات و اظهارات پرارزش و تکان دهنده ای جهت افشاگری شرایط وخیم نوجوانانی که در معرض اعدام هستند در اختیار عموم گذاشته است.
در سال ۲۰۰۹ وی لحظات آخر عمر دلارا دارایی را به دیده بان حقوق بشر تشریح کرد. مقامات زندان دلارا دارایی را که متهم به قتل در سن ۱۷ سالگی بوده در زندان رشت به طور محرمانه اعدام کردند. دارایی یکی از حداقل چهار نوجوانانی بود که توسط دولت ایران در سال ۲۰۰۹ اعدام شد.
این اولین بار نیست که مصطفایی و مدافعان حقوق بشر برجسته دیگر مورد آزار و یا بازداشت توسط نیروهای امنیتی و قوه قضاییه ایران قرار گرفته اند. دیده بان حقوق بشر ارعاب و آزار سازماندهی شده دولت ایران علیه وکلای برجسته حقوق بشر و خانواده های آنها از جمله خانم شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل که خواهر و همسرش به طور دائم طی چند سال اخیر مورد آزار و بازجویی قرار گرفته اند را مستندسازی کرده است. مقامات دولتی دفتر کانون مدافعان حقوق بشر را که با مدیریت شیرین عبادی فعالیت می کرد نیز در دسامبر ۲۰۰۸ پلمپ کردند.
بعد از انتخابات بحث برانگیز رئیس جمهوری در ۱۲ ژوئن ۲۰۰۹ مقامات تعداد زیادی از وکلای حقوق بشر از جمله محمد علی دادخواه، عبدالفتاح سلطانی، محمد سیفزاده، هادی اسمائیلزاده، منیژه محمدی، کامبیز نوروزی، شادی صدر و محمد اولیاییفرد را مورد فشار و یا بازداشت قرار داده اند. در فوریه ۲۰۱۰ آقای اولیاییفرد در رابطه با انجام مصاحبه ای با رسانه های خارجی در مورد موکل او به نام بهنود شجاعی، نوجوانی که توسط مقامات زندان در روز ۱۲ اکتبر ۲۰۰۹ اعدام شده بود، توسط قوه قضاییه به جرم «تبلیقات علیه نظام» به یک سال زندان محکوم گردید. وی هم اکنون حکم زندان خود را سپری می کند. مقامات همچنین مصطفایی را پس از انتخابات ۱۲ ژوئن بازداشت کرده اما او را بزودی آزاد نمودند.
ویتسون اظهار داشت: «واضح است که در چند سال گذشته دولت ایران وکلای حقوق بشر را نه تنها برای مجازات آنان بلکه برای جلوگیری از ارسال اطلاعات به دنیای خارج هدف قرار می دهد. جامعه بین الملل باید از این وکلا از جمله مصطفایی حمایت کند و مدافع حقوق آنها جهت ادامه فعالیتشان بدون ارعاب و دخالت از سوی دولت باشد».
مطالب مرتبط دراین ضمیمه
«خانواده محمد مصطفایی را گروگان گرفتهاند» بازداشت همسر محمد مصطفایی
http://www.mardaninews.net/index.php?option=com_content&view=article&id=2083:l-r-&catid=59:1389-01-09-22-28-57&Itemid=50
|